ضربهی آخر به قلم صدف رخشانی
پارت پنجم :
وزشِ ناگهانی باد سبب بستهشدنِ درب میشود، صدایاش همچون نوای ریزشه کوه میبود.
گلویام چنان خشک میشود که گویی مشتی خاک بلعیدهام.
قدمهایام را سرعت میبخشم و روبهروی دربورودی اصلی میایستم؛ بوی چرم کیسهبوکسها، بندها و تشکرینگ ت ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مادیا
3توصیفات یجوری قشنگ با آدم حرف میزنن که من الان دارم جای لیوان مامان بزرگه پسر زخمی رو تصور میکنم که هیچکس جز پریزاد نمیخوادش، دیوونه هم خودتونین😭😂